... پرنده خوشبختی در آبانگاهی دیگر ...
این سومین آبان زندگیت بود ، پسر نازم که مثل یه پرنده ناز اومدی و نشستی رو شونه منو شدی پرنده خوشبختیم ، شدی همای سعادت ... این حس خوب رو دوست دارم و حاضر نیستم به هیچ قیمتی از دستش بدم... چقدر خوبه که تو هستی و من میتونم از تو بنویسم نه از رویای با تو بودن ... خدایا شکرت بابت این نعمت خیلی بزرگی که بهم دادی ، که هر چی شکرت کنم بازم کمه ... و اما از تو بگم نفسم ، همه کسم ... این روزها خیلی شیرین زبون شدی و داری جمله های بلند و طولانی میگی ، البته همچنان کلمه های جدید هم میگی که بعضی هاش رو خیلی ناز و بامزه میگی ... خوشگل رو میگی [ هوشکل ] جوراب [ جو آب ] بشور [ بشوش...











